تبلیغات
Davoud Shahidi - یادداشتهای عاشقانه از استاد داوود شهیدی

یادداشتهای عاشقانه از استاد داوود شهیدی

- وقتی پیر شدم

از عشق تو مثل سردرد که از بیست تا بیست و پنج سالگی آزارم می‌داد، یاد می‌کنم.

دختری که اسمش در بال‌های پرندگان است.

دختری که اسمش مثل پرواز است.

 

- یک دعا...

روشن بگوئیم:

مذهب من توئی، عیسی من، موسی من، محمد من، همه توئی.

وقتی که درد می‌کشیدم، نام ترا می‌گفتم، مثل دعا.

مثل دعائی که راهبان پیر می‌خوانند تا از وحشت جن و مرگ بگریزند.

 

- یک یادداشت

اسم ترا نمی‌نویسم، روی کاغذ نمی‌نویسم. این خیلی غیرعاشقانه است.

این اسم را فقط باید زمزمه کرد.

- برو!

برو

هزار سال پیر شو، عجوزه شو...

حتی مرده‌ات را هم دوست دارم.

در آغوش می‌گیرم و مثل نوزادی برایش لالائی می‌گویم.




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.