تبلیغات
Davoud Shahidi - یادداشت های عاشقانه استاد داوود شهیدی - ادامه

یادداشت های عاشقانه استاد داوود شهیدی - ادامه

- عشق...

عشق ربطی به زیبایی ندارد. عشق یک امر اخلاقی است نه آن اخلاقی که عوام می‌پذیرند،

بلکه آن اخلاقی که عشق می‌پذیرد.

ولی در حال، عشق کشف زیبائی است، در حالت...

عشق این است. این هیزم تن را آتش کنی، بسوزانی، پیدا شوی، خود شوی، فنا شوی... در رسیدن به رهائی و آزادی...

این خود را بر خود خویشتن، مصلوب کردن...

گفتم: علم توضیح می‌دهد ولی عرفان است که می‌گوید.

آنچه مسیح بر پهنه صلیب می‌گوید، این است: قدرت خداوند.

آنچه در مطلق خویش، عشق است

این پوچی قدرت‌های زمینی و تشکیلات است.

می‌گویم:

ما ادای یکدیگر را درمی‌آوریم. پس خودمان چه شدیم، بر چه استوار هستیم؟

پشت میزها، در کار مکرر روزانه، دست‌هایمان را می‌فروشیم.

این خود را فقط در عشق می‌شود احساس کرد.

 

- یک لحظه بارانی...

یک غروب بارانی داشتم در خیابان راه می‌رفتم. مثل همیشه که قدم می‌زنم. آن طرف‌تر، اتومبیل‌ها و پیاده‌های عبوس با عجله می‌گذشتند. می‌توانستم احساس کنم که هوا خیلی از دود و تعفن نفس انسان‌ها سنگین شده است.

ناگهان کبوتری آمد. روی شانه‌ام نشست و زیر گوشم چیزی زمزمه کرد. نمی‌دانم؟ شاید نام ترا، شاید هم نه!

 

- یک لحظه که یادداشت شد.

احساس می‌کنم که زمان در تیک‌تاک ساعت طبیعی‌تر است تا در طپش قلب من.

قلب من سردش است. گرمش کن!

تو پشت دیوار هستی. آنجا می‌مانی و با شوهری که خدا و قانون برای تو انتخاب کرده‌اند، زندگی می‌کنی.

متأسفم.

احساس می‌کنم شاید گولمان زده‌اند. همه را گول زده‌اند و این وسط ما خوشبختی بزرگمان را از دست داده باشیم و زندگی همه‌اش فریب باشد.

- ترا مخاطب قرار می‌دهم




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.