تبلیغات
Davoud Shahidi - یادداشت های عاشقانه استاد داوود شهیدی - ادامه سوم

یادداشت های عاشقانه استاد داوود شهیدی - ادامه سوم

- عذابم می‌دهی، عذابم می‌دهی...

مرده‌شورت را ببرند، لعنتی. عذابم می‌دهی، عذابم می‌دهی...

می‌توانم از یک جای دیگر شروع کنم. حتی می‌توانم جای دیگری به‌دنیا بیایم. از شکم مادر دیگری... می‌تواند جای دیگری وجود داشته باشد. حتماً می‌تواند. باید مرده باشد. مرده‌شور همه‌تان را ببرد.

خواستگارت را، خودت را، همه را... می‌توانم ترا طور دیگری بخواهم. ترا که انگار پشت یک در بسته متولد شده‌ای.

می‌توانم ترا تصور کنم. آن موقعیکه تو دختر بچه بودی و مرد برای تو فقط فشار دادن لحاف لای دو پایت بود.

آن موقعیکه اصلاً هنوز به‌دنیا نیامده بودی. آن را هم می‌توانم تصور کنم.

دلم می‌خواهد ترا متلاشی کنم. دست‌ها، پاها و موها را. یک طور دیگر بخواهم. حتی اگر تو تغییر کنی و چیز دیگری شوی، مثلاً یک سوسک، یا یک لنگه کفش، یا یک دکمه...

آن‌وقت آزادانه دوستت بدارم. دوستت بدارم. دوستت بدارم.

راحت می‌نشینم و به بخاری کتری نگاه می‌کنم. حالم بهتر است و آرامش پیدا کرده‌ام. می‌توانم حتی دنیا را هم فراموش کنم. این لحظه را پیدا کنم و در آن غرق شوم.

معلوم نیست کدام گوری هستی. حسابی دور شده‌ای، از سوم شخص هم دورتر...

کمی بیمار هستم. نمی‌دانم آنفولانزا یا چه دردی دارم.

عصر قرار است بروم دکتر. چه موزیک آرامش‌بخشی، چه بعدازظهر خوبی...




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.