سینما و معماری - بخش اول: در ستایش مونتاژ

در یادباش ها و مراسم، از شخص می گویند و تقویم زندگی و کارهای او.

 واما ... این بار،

من می خواهم از شکوه رویآهای او بگویم و از نهایت ایده آل هدف هایش، و این است که می خواهم در ستایش مونتاژ، با شما سخن گویم:

می گویم و یادآور می شوم که سینما یعنی تصویر، و این حرکت است  که به تصویر زندگی و یا به روایت من، معنی و مفهوم می دهد.

می دانیم که خود دنیای گستردهء هنرهای ویژوآل هم، و به خصوص در جهان معاصر، حرکت را بخشی از تصویر می داند که یا در بطن آن به شکل نهفته حضور دارد و یا در فرم و نحوهء اجرای اثر است که خود را می نمایاند. و برای مثال در "کوبیسم" است که به ناگزیر، حرکت بخشی از پروسهء درک نقاشی است. و یا به خاطر حضور حرکت است که فرم خلاصه و استلیزه می شود که با حرکت در حول و حوش آن، ترکیبات کوبیک خلق و ارائه شود. و یا خود کمپوزیسیون با گردش در محور بعد زمان، دیده و یا مشاهده و یا فهمیده می شود. و یا در "فوتوریسم"، حرکت را در ابژه و یا موضوع متحرک، منجمد کرد و سپس عکاسی کرد و عکس ها را در فرم قاب گرفتهء ساکن به نمایش گذاشت. و یا در تندیس به روایت سبک " دشتایل" خود حرکت پرواز پرنده در پرواز، به صورت بی واسطه و بدون نمایش خود پرنده و یا اندام جسم پرواز کننده، به نمایش گذارد.

( این جا و به طنز می افزایم که به قول فروغ فرخزاد، پرنده مردنی است و پرواز را به خاطر بسپار! )

و یا در تابلوی مشهور "بالارونده از پلکان"، بدن انسانی با تداوم تغییر شکل، و از طریق نمایش ویژوآل حرکت، بیان این است که پلکان خود، بیان معمارانهء حرکت در فضای معماری است.

و یا در خود نظریهء های معماری مدرن، حرکت بخشی از درک فضا- زمان در معماری است و یا به عبارت کلی، حرکت خود مدرن است و خود بخش اصلی خلق اثر مدرن است و نمایش مدرن است و ... تعریف مدرن، زندگی در حال حرکت است و ... سینما مدرن است و به ناگزیر حرکت است و بس!

و این که از نقش و حجم و معماری یاد کردم و مثال آوردم بدین منظور است که حضور هنرهای تجسمی و یا ویژوآل، در میزانسن که تعریف کامل از هنر سینماست، امری جدی و انکار ناپذیر... و بر منکرش لعنت!

پس در سینما، این که چرا تصویر دارد حرکت می کند، این است که حرکت خود نیز تصویری است و در آن، تنها یک پتانسیل نهفته در تصویر که دارای طبیعت سینمائی است، و در سالن سینما است که محتوای حرکت نهفته در ابژه، با حرکت فیلم در آپارات، آزاد می شود و دیده می شود و به نمایش درمی آید و یا به عبارتی دیگر...

نتها "حرکت" با سینما، آزاد می شود و یا وجود آن تحقق می یابد و به شکل مستقل عرضه می شود.

پس سینما تصویر متحرک است و یا همان مصطلح معمول و رایج "موشن پیکچر" و یا تصویر متحرک. و این را هم می دانیم که سینما در آغاز صامت بود و صدا نداشت و اما، این را من می گویم که این سینمای صدا دار هم در تعریف هنر سینما و فرم سینمائی، همان تصویر است که دارد شنیده می شود. و یا به روایت روشن و دیده شدنی: چرخ اگر می چرخد، نه تنها چرخیدنش دیده می شود بلکه صدایش هم "دیده می شود"، و یا امر دیدن را کامل می کند و آنرا نه تنها قابل مشاهده و بلکه قابل لمس می کند.

اضافه می کنم که صدای کشیده شدن یک شیئ روی سطح، بیان صوتی نرمی و یا لیزی ویا زبری تکستور و یا بافت سطحی است که یک چیز دارد روی آن کشیده می شود و صدا بیان تصویر است تا با واقعی کردن موضوع "بافت " و یا فعل "کشیده شدن"، آن را از انتزاع بیان شکلی و هندسی صرف برهاند.

یک مثال: کشیده شدن ناخن روی یک تخته سیاه! ، بیان ارتعاش نهفته در تخته سیاه است که باید آشکار شود.

و دربارهء موسیقی فیلم می گویم که به قول لوئیس بونوئل، "موسیقی فیلم چیزی اضافه است" که تنها بر متن فیلم افزوده می شود. و تعجب ندارد که موضوع تصویری به حساب نیاید. و تنها فضاسازی عاطفی می کند با خلق سانتی مانتالیزم تشدید کنندهء متن ادبی و یا داستانی مستتر در فیلم سینمائی اکثرآ ناطق و از نوع خانوادگی! باری ...

ولی در سینمای صامت هم کلمات بودند، چنانچه در یک پوستر نیز چنین است.

ولی کلمات هم تصویرند که و باید از خاصیت "نمایانی" و هم "خوانائی" برخوردار باشند. مثل علامات هشدار دهنده که در فرودگاه ها و یا پایانه ها و یا ایستگاه های قطار و یا مترو ها به کار می روند و با عامل "سرعت" و یا موضوعیت "خوانائی" در ارتباط با سرعت، است که طراحی می شوند.

در هرحال روی کلمات در سینمای صامت و یا به روایتی "سینمای ناب" هم، مثل یک و یا هر صحنهء سینمائی دیگر، زوم می شود و دوربین حرکت می کند و به عنوان موضوع تصویری، حضور خلاق و صحنه ساز سینمائی دوربین، احساس می شود. و به این صورت است که بخشی از کلمات، تشدید و هم تآکید می شوند.

در سینما با حرکت، به کلمات جان داده می شود و اینست که کلمات بعدها در سینمای ناطق، به اصطلاح شنیده می شوند... باری!

و حالا خود سینما مجموعه ای از عکس های در ادامهء هم است که تنها با تابش نور و آپارات و یا شیوهء پخش صوت و تصویر است که حرکت نهفته در آن، بر پرده نقره ای آشکار می شود.

 در یک فیلم سینمائی، نواری طول و دراز از عکس های به هم چسبیده می چرخند و همراه با تاباندن مداوم و متمرکز نورروی آنها، بر پرده نقره ای به نمایش در می آیند: درست مثل پنجره ای رو به زندگی. و ما از درون سپیدی پرده نقره ای و سیاهی فراگیر در سالن تاریک، که نمادی از ذهن و چشم ما در شرایط خواب و رویآ زدگی است به روند جاری شدن آن نگاه می کنیم و مسحورش می شویم.

و اینست که کار اصلی را مونتاژ است که دارد انجام می دهد.

پایان بخش اول




نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات