تبلیغات
Davoud Shahidi - سینما و معماری- بخش دوم: در ستایش مونتاژ

سینما و معماری- بخش دوم: در ستایش مونتاژ

در ستایش مونتاژ (بخش دوم)

حال می پردازم به تعاریف دگرسان و گونه گون سینما، آیا می توان سؤال کرد که در تحلیل نهائی، سینما چی است؟

سینما یک خواب و خیال است و به روایت لوئیس بونوئل پردهء سفید سینما در سالن تاریک، یک نگاه به درون را رونمائی می کند. و یا سینما روایتگر یک رمان تاریخی است، آنطور که در "جنگ و صلح" رخ می نماید. و یا در سینما به روایت آیزنشتاین، سینما یک بدنهء ویژوآل و تجسمی نیرومند دارد مثل یک قطعه موسیقی جاز. سینما یک مجموعهء عکس متحرک است. و یا مثل یک ارکستر موسیقی کلاسیک است که به شکل بریده بریده شده ارائه می شود و یا به صورت قطعات جدا که باید کنار هم سوار شوند. و یا به روایت آلفرد هیچکاک سینما میزانسن است. و در سینما طراحی صحنه است که مهم است. و یا اینکه سینما یک معماری است. و پلان ها مثل آجر ها و یا پنجره هائی اند که می شود آنها را ساخت و یا از درون آنها به داخل و یا بیرون نگریست ...

یک پلان چیست؟ یک تابلوی نیمه تمام که در کنار دیگر پلان ها قرار دارد که یک مجموعه از تابلو ها را تشکیل می دهند که با یکدیگر کامل می شوند و در همدیگر تداوم دارند و در تمام آنها زندگی و حرکت جاریست. آنچه این حرکت را سامان و نظم می دهد و سازمان دارش می کند، مونتاژ است.

 و با مثالی در شکل دیگر و بیان خودمانی تر اگر خوب که نگاه کنی فیزیک و جسمانیت فیلم های خام، یک نوار دراز و درهم است که مثل یک اسپاگتی درهم آلود و خود در گم و سردر گم و ... که مثل کرم و مار در هم می لولند. و این مونتاژ است که پل می زند بین این کلاف سردرگم و بی انظباط و آن سامانهء فصل بندی شده و ساختار دار که یک فیلم سینمائی است، پل استوار می زند. مونتاژ مورد ها را در جای درست آن قرار می دهد.

با مونتاژ است که زندگی نهفته در بطن تصاویر فیلم با متن ادبی و یا داستانی آن وحدت می یابد و متن با گرامر تصاویر سینما جمله یابی و مقدمه و مؤخره نویسی و پاراگراف بندی و میزانپاژ می شود و در نهایت فصل بندی می شود و...  و فیلم فهمیده می شود.

بی دلیل نیست که نگاه مبتنی بر فلسفهء علمی سرگئی آیزنشتاین، مونتاژ را "زبان فیلم" می نامد. و این مونتاژ است که کار واقعی را انجام می دهد. و در نهایت و در هر صورت و حال اگر: سینما مفهوم گرا باشد و یا اگر سینما معنی را در فرم و قالب شعر دنبال کند و یا اگر سینما برداشتی ویژوال از خود، به عنوان یک هنر و به مثابه موضوع، از زندگی است و در آن کمپوزیسیون رنگ و یا تونالیته و سیاه و سفید تشدید شده و باز اگر سینما هرچه باشد و یا درک و تعریف شود، به شکل یک تصویر عکاسی شده در عرصهء مونتاژ، مطرح می شود، و این به مثابهء واحد هنر سینما ست. یک عکس در انبوهی از عکس های انباشته برروی هم، و حال این عکس ها با مونتاژ انتخاب می شوند و در مکان خود قرار می گیرند و آنگاه به هم چسبیده می شوند. و این جسم سینماست که در آپارات زیر نور متمرکز می چرخد تا روح آن و یا حرکت و جنبش نهان و نهفته  در آن، بر پرده نقره ای سالن نمایش آشکار شود. و می بینیم که آنچه حرکت را در کل تعریف می کند، مونتاژ است. مونتاژ تکنیسین مهندسی سینماست و کار اصلی را در معماری فیلم انجام می دهد. قطعه ها را به هم متصل می کند و مجموعه می کند و سیستم می دهد و تمام تعاریف فوق را از سینما نمایندگی می کند و دیزاین می کند و رهبری می کند.




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.