تبلیغات
Davoud Shahidi - نقش عضلات فی الحل المسائل معضلات در کاریکاتور

نقش عضلات فی الحل المسائل معضلات در کاریکاتور

معضلات کاریکاتور

از: داوود شهیدی

 

می دانم که دلتان می خواهد که گپی دربارهء معضلات کاریکاتور بزنیم، باشد.

به بیان ساده معضلات یعنی پیچیدگی و یا بهم خوردگی عضلات که باید آن را  "× فیگور آت" کرد یا با یک جور "×کانفیگوریشن"،

آن را به حال و هوای عادی درآورد.

اینکه چرا "×کانفیگوریشن" را مطرح کردم، اینست که کاریکاتور از ریشهء لغت "کاریکاره" لاتین است که به نوعی "اغراق کردن"

 یا "×اگزاجریشن"، اطلاق می شود، که عمومآ فقط در هنر کاریکاتور است که اتفاق می افتد.

خب ..! حالا عضلات را با کمی اغراق، دوباره "× فیگور آت" کنید: می شود معضلات ! ... عرض نکردم؟؟

ولی آیا کاریکاتور عضلات دارد ؟ ... البته که دارد‌ !

اگر پرسوناژ های گورمه لن از نوع الاکلنگ یا اسکلت برقی هستند ( به قول ما جوون ها..!)، و عضلات آن ها از جنس "×آبزورد"

 اند. و این است که او می گوید که: "×این ها عضلات نیستند!"، در حالی که او دارد به عضلات اشاره می کند.

کاملآ بر عکس، عضلات پرسوناژ های براد هلند: پرحجم، ماسیو و هرکول وار هستند و به عضلات آرنولد شواتزینگر می گویند:

جوات دمبل! ( البته باز هم به قول ما جوون ها ..!).

پرسوناژ های سامپه اگر چند ریزنقش هستند، ولی اگرعضلات نداشتند، چگونه می توانستند در طرح های دنباله دار بی پایان او، آن

طور بدوند و یا ورجه ورجه کنند؟ (همون به قول ما جوون ها ..!)

و یا پرسوناژ های بوسک، دماغ بزرگ دارند. و خب، دماغ هم دارای نوعی عضلات است ! ... شبیه عضلات حمدی فیل ! (آره و

 آره، و آره ... و اما این بار به قول؟؟ ).

اما ظریف ترین و پیچیده ترین سیستم آناتومی عضلات را، پرسوناژ های دووبو دارند.

آن ها قابل انعطاف و یا آویزان هستند شبیه عضلات خانم ها چاق چاق، و عضلات آقا ها طاس با نیش باز! و "×بی سایدز" عضلات

چشم های پرسوناژ های دووبو کج است و درنتیجه مردمک چشم های آن ها، یعنی پرسوناژ های دووبو هم، کمی چپ ! (آره و خیلی

هم آره چپ زدیم. آره چپ زدیم ! از روی اطاعت از موی دماغ !)

و اما موریس سینه! او که رسمآ چپ است. یک عضو سابق کنفدراسیون ! (یا به قولی از جوونای سابق و نه از ما جوونا ).

و اما شاوال ! که او را با بدون شرح هایش، می شود شرح دار کرد.

 او از نظر عضلات متوسط الحال بود، اما مثل یک ژیمناست، می توانست که روی یک درخت میوه و به قصد ریختن کرم از

 محصولات درخت، روی شاخه ها پیچ و تاب بخورد. و با این پیچ و تاب خوردن، درخت را به شدت تکان بدهد.

او آشوبگر بود و با احساس. که بدون شرح آن می شود: برادر ناتنی و نامشروع عقل و خرد !

و اما دومیهء کبیر! این کاریکاتوریست آزاد اندیش، که اگر نه از نظر عضلات که حتمآ، ولی از نظر معضلات که خیلی خیلی هم !

او بزرگترین کاریکاتوریست تاریخ است، زیرا: اگرچند آزادی اندیشه با آزاد شدن از عضلات میسر است. ولی برخورد اندیشه با

عضلات، دیگر می شود خود خود معضلات ! ...

اما تت سو ! عضلات تت سو هرگز شناسائی نشد. ولی چون همواره داشت در رودخانه سن غرق می شد، خیلی خالی از معضلات

نبود. به خصوص دپراسیون که یک حالت روحی است که بر اثر خیلی شوخی و لطیفه و جوک غیرمجاز به شخص کاریکاتوریست،

دست می دهد. اما شاپور خان خودمون ! ... آه !

او که با فانتزی سنجاق قفلی هایش، نه عضلات داشت و نه هرگز معضلات.

حال می رسیم به حل معضلات !

که (به قول ما جوونها ...) آمار می دهم و با ارائهء راه حل، یک روش سادهء حرف نویسی یا "×لترینگ " را پیشنهاد می کنم تا

 بررسی کنیم: "معضلات ... موعضلات ... مستعضلات ... مستغلات ... مستآصلات ... مراسلات ... مفاصات ... مواسات ...

مباشات ... منتسبات ... سوآلات ... شعبات ... مکاشفات ... مواسلات ... فرعات ... غزفات ... شکلات ... تا خلاصه عضلات !

مرسی از عضلات، که تکلیف آن هم با تمرینات اروبیک و یوگا و غیرالذالک ... کاملآ قابل حل است.

(به قول ما خیلی جوون ها ... دم همگی غیژ !)

پایان




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.