تبلیغات
Davoud Shahidi - تکوین معنی در بطن ذهن یک معمار ... از استاد داوود شهیدی مدرس معماری

تکوین معنی در بطن ذهن یک معمار ... از استاد داوود شهیدی مدرس معماری

تکوین معنی در بطن ذهن یک معمار

داوود شهیدی (معمار و تصویرساز)

افسانه جوادپور از دانشجویان معماری معاصر من بود و در آن دوران همواره با من از تجربه هایش در زمینه شعر، عکس، رقص و ارتباط این هنرها با معماری معاصر گفت و گو می کرد. اینک به نمایش دست­آوردهایش در زمینه هنر مفهومی با محوریت جنگ،  در نمایشگاهی با عنوان "سرخ­کوری" دست یازیده است. من از کارهای او دیدار کردم و این یادداشت ها محصول این دیده­ها و پرسشگری­ها است.

در ارتباط تنگاتنگ و گفتمان ارگانیک و تاریخی هنر و معماری معاصر یادآور می­شوم که زیبائی تنها در فرم یک سیستم ارزشی زیبائی شناسی تاریخی هنرمندانه تلقی می شود.

سیستم زیبایی شناسی معماری مدرن در واقع توسط خود معمارها ایجاد نشد بلکه هنرمندانی در زمینه هایی مانند رقص (که به تجربه­ی حرکت بدن در فضا توجه داشتند) و نقاشانی که در فضاهای باز و نامسدود مثل برج ایفل تجربه حرکت در فضای معماری را نقاشی کردند، زیباشناسی جدید در ساختمان را طرح آوری نمودند. آن­ها ترانسپارنسی و همزمانی و تداخل فضا-زمان در بیرون و درون کالبد ساخته شده و حرکت در فضای معماری عصر نو را یافتند، به آن سیستم بخشیدند حتی به مجسمه ها منتقل کردند و مجسمه­های هندسی ساختند. با توجه به این دستاوردها، در این میان معمارها با استفاده از نظریات طراحی بر مبنای نیازهای جدید، معماری مدرن را به وجود آوردند. از این رو پیوندی جدی بین هنر و معماری وجود دارد که به خصوص در آثار افسانه جوادپور که از هنر مفهومی بهره می­برد به خوبی خود را نمایان می­کند.

هنگامی­که رابطه­ای میان هنر و معماری وجود دارد، می­توان گفت موسیقی در فضای معماری به آن معنا و روحیه­ای دیگر را تزریق می­کند مانند تونالیته، ریتم، سایه روشن و رنگ که در حقیقت معماری را خلق می کند؛ در غیر اینصورت فضا تنها یک "جا" است که شاید به تنهایی خود جذابیتی ندارد و هنرها به آن جذابیت می­بخشند.

دسته­ای از هنرها هستند که در معماری قرار می گیرند و دسته­ای دیگر با آن ترکیب می شوند. از میان هنرهایی که با آن ترکیب می شوند به طور جدی می­توان از هنر مفهومی نام برد.

 به عنوان نمونه ما دیوارهای شهر را با نقاشی کردن تغییر می دهیم و گردش شهری را با طراحی کردن بر کف خیابان­ها تحت تاثیر قرار می­دهیم تا در مسیر و مکث­گاه­های گردش­های شهری "اکسپوزیسیون"هایی حاصل شود.با نظر از این دریچه می­توان به رابطه­ای تنگاتنگ میان هنر و معماری پی برد.

حال هنر مفهومی چیست؟ گویی خود یک معماری است که چیزی را در معماری بیان میکند یا با حرکت در فضای معماری خود را نمایش میدهد. این هنر گاهی در خدمت معماری آن را به سوی محیطی آرامبخش سوق می­دهد و گاهی در هنر مفهومی آرامش فضا را بر هم میزند و گاه به مثابه تلنگری است؛ این گونه برخوردها ادامه­ی تحصیلات معماری است که هم دید هنرمند را نسبت به معماری عمق می­بخشد و هم شخصیت او را به عنوان یک معمار در ارائه­ی یک اثر هنری عیان می­کند.

آثار ارائه شده در این نمایشگاه از روح شخصیتی گستاخ خلق شده­اند که محافظه­کارانه عمل نمی­کند و متریال­های مورد استفاده­ی او نیز بیان­گر این نظر است. در پروژه­ای با عنوان A­+ او برای بیان نفرت خود از جنگ به درون جسمش و رگهایش رجوع میکند و از آن هنر را استخراج می­کند. عکس­هایی از جنگ ایران-عراق و تظاهرات­ها که قربانیان خود را بی گزینش خاصی برگزیده­اند را به خون خود آغشته می­کند و پس از خشک شدن آنها را میان قاب قرار می­دهد. بدین­گونه حس طبیعی و اعتراضی را که از اعماق روحش خارج می شود در آثار بیان می­کند و پرده­ی محافظه­کاری را با عملی متهور از هم می­درد. در برخوردی خارق­العاده با حس تخریب می­تواند زیبایی بیآفریند و هنری زخمی را در اثرش مطرح کند.
در پروژه­ای دیگر به عنوان
breaking news  کلمه­ی news  را بر آینه برش داده و بر زمین قرار میدهد چنین است که از مخاطب دعوت می­کند بر آن حرکت کند یا بی آنکه بداند بر آن قدم بگذارد. خرد شدن شیشه یا آینه یک بیان معمارانه است که به گونه ای ضد معمارانه می­شود. معمارانه نه از آن رو که سکونت را دلپذیر کند بلکه معمارانه به این معنا که تبدیل به اکسپرسیونیسم می شود و به بیان احساسات انسانی از طریق متریالهای معماری ­­می­پردازد. آینه خرد میشود و انسان در فضایی قدم میزند که یادآور موزه­ی هولوکاست است؛ انگاری صدای جیغ زدن­ قربانیان را احساس میکنی، قربانیان اخبار، جنگ­ها و... .
در بخش تاریخانه مخاطب وارد یک جعبه­ی آینه­ای میشود که بر دیواره­ی آن نام و تاریخ شروع و پایان جنگ­ها تراشیده شده­است. با داخل شدن به آن مخاطب خودش را می بیند که دوباره و دوباره در فضای بسته­ی آینه­واری تکرار می­شود و نقاط تراشیده شده­ی تاریخ که سرشار از خشونت و جنگ است چهره­اش را خدشه­دار می­کند.


در بخشی از پروژه ی " از جلو نظام" (متشکل از مصاحبه­ها و نقاشی کودکان کشورهای مختلف در مورد جنگ) مخاطب با مصاحبه ی بچه­ها موشک های کاغذی میسازد و بر مسیر نقشه­ی هوایی بمباران شهری پرتاب می کند. کودکانی که گویی هم به گونه ای قربانی هستند و هم ممکن است در آینده خود نیز فلسفه ی جنگ را ادامه دهند.

در نگاهی کلی هنرمند اتفاق نمایشگاه خود را در هر سه بُعد فضا حادث می­سازد و با استفاده از همه­ی فضاهای معمارانه و حرکت در مکان حسی انسانی را بیان کرده است و در نهایت  گویی معماری را در هنر بازآفرینی می کند.




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.