تبلیغات
Davoud Shahidi - نظرات استاد داوود شهیدی دربارۀ ارتباط جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین و شکل گیری معماری معاصر ایران

نظرات استاد داوود شهیدی دربارۀ ارتباط جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین و شکل گیری معماری معاصر ایران

تآثیر اشغال ایران توسط نیروهای متفقین بر فرهنگ و معماری ایران

استاد داوود شهیدی

 

  1. می دانیم که معماری امری سیاسی است و بر پایۀ سیاست است که شکل می گیرد.

    زیرا این سیاست است که محورهای تعیین کننده و کارساز زندگی اجتماعی را شکل می دهد و بنابراین اصول کلی و زمینه ها را و الگو ها را در فرم و استایل معماری آن جامعه را نیز تعیین می کند و شاید بهتر است بگوئیم که جهت می دهد و مشخص می کند.

  2. در دورۀ حکومت متمرکز رضا خانی که به روایتی ارادت می ورزید به ظهور رایش سوم و برتری نژاد آریائی در آلمان تحت تسلط نازی ها در آن زمان:

    فرم زندگی ایرانی تابع دیسیپلین مدرنیته به آن روایت و معماری ایران نیز تحت تآثیر استایل گذشته گرای حاکم بر اندیشۀ حزب نازی یا نئوکلاسیسیم بود که عظمت آلمان را در بازسازی و یادآوری گذشتۀ با شکوه همراه با میلیتاریسم قدرتمند غرب باستان در اروپا و در فرم های معماری و الگو های معماری شهری روم باستان جستجو می کرد و در شکل ساختمانهای دولتی مدرن باز آفرینی می کرد.

    رضا خان نیز گذشته باشکوه هخامنشی و فرم ها و نماد های ستون ها و سردر های تخت جمشید را در ترکیب التقاطی با نما های نئو کلاسیک؛ و در طرح نما های ساختمان های مدرن دولتی آن زمان بکار می گرفت.

    او همزمان و همسان از معماری و معماران اروپائی نیز بسیار کمک می گرفت.

  3. باید دانست که اشغال نظامی ایران به دلایل ژئوپولیتیک صورت گرفت و آن حضور جغرافیائی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز و نقش حساس این ها در توزیع انرژی از طریق آبهای آزاد و همچنین همجواری ایران و اتحاد جماهیر شوروی بود. و اصولآ اشغال نظامی یک حرکت مکانیکی و میلیتاریستی است ولی نباید فراموش کرد که همین تکان های نظامی اند که سبب در هم شکستن سیستم های فرسوده بوروکراتیک در مدیریت اجتماعی یک کشور یا یک منطقه می شوند و شرایط را برای تحرک نیروهای پتانسیل تاریخی فراهم می کنند و این شرایط بالقوه توان خلق شرایط نوین اجتماعی و یا فرهنگی را فراهم می آورند.

  4. این است که به تدریج تنوع سرمایه گزاری ها و ورود کالاهای مدرن با هویت های فرهنگی مختلف در کنار این شرایط نو اجتماعی زمینه ساز حضور فرهنگ نو و مدرنیته در جامعۀ فرسوده و سنت زدۀ ایران شدند.

  5. از جمله این تغییرات شکل گیری یک دموکراسی نوین بوسیله آنچه از آنها به عنوان  نیروهای آزاد شده روشنفکری یاد شدند, بوجود آمد. نباید فراموش کرد که از شهریور بیست تا مرداد سی ودو در ایران شاهد یک دموکراسی قابل مقایسه با اروپای آن روز را داریم که این خود موجد حرکت های فرهنگی و هنری بسیار گشت.

  6. خود سفارتخانه های خارجی که اینک کشورهای مغلوب جنگ جهانی یعنی ایتالیا و آلمان هم به آن ها پیوسته بودند با ایجاد مراکز فرهنگی موجد گردهم آیی های فرهنگی و روشنفکری شدند. ایجاد سالن های سینما و تآتر و گالری ها و سالن های اجتماعات سبب شعرخوانی و اجرای موسیقی و نمایش تآتر و خلق نمایشگاه های نقاشی و غیره ... سبب ساز حضور جریان های نیرومند گفتمان فرهنگی و هنری شدند که به خلق محافل هنری و انتشار نشریات فرهنگی انجامیدند.

 

و حال به معماری می پردازیم:

باید دانست که در تهاجم های منجر به اشغال در کشور ها, به دلیل مقاومت نظامی است که منجر به بمباران ها و تخریب های توپخانه ای می شود است که بخش هائی از شهر ها و یا مراکز مهم دولتی آسیب دیده و شرایط فیزیکی ترمیم و یا بازسازی این بخش ها و مناطق است که زمینه ساز رشد استایل های نو متفاوت ساختمانی را فراهم می سازد. و این همان است که در خود اروپا باعث رشد و تکوین معماری مدرن گردید. ولی در ایران مقاومتی صورت نگرفت و در حقیقت ایران حتی اعلام به بیطرفی در جنگ را نموده بود. با این حال کشور اشغال شد و این عمل تنها منجر به سقوط رضاخان و بوروکراسی متمرکز اداری و نظامی او شد و این است که این اقدام تنها موجب ترمیم های فکری و اجتماعی و فرهنگی شد و بس. و این ظهور محفل های روشنفکری که در کانال های کشور های متجاوز به حرکت در می آمدند بودند که اندیشه معماری نو و معاصر ایران را پی ریختند و سبب ساز ایجاد نهاد های آموزش معماری مدرن و هنرمعاصر ایران شدند.

این است که ما به روشنی حتی حضور معماران اروپائی را در بازسازی معماری ایران پس از جنگ جهانی را احساس می کنیم مثل آندره گودار طراح مقبره حافظ و یا ایرانشناسان و دیگران دیگر را ...

در شکل گیری خود دانشکده معماری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران حضور برنامه ریزی های بوزار پاریس و سپس اندیشه های موسوم به مدرسه معماری باوهاوس را می توان با قدرت و شدت مشاهده کرد.

موضوع دیگر دموکراسی است که اندیشه معماری مدرن را می پروراند و آبیاری می کند.

 

 

می دانیم که ایران دارای میراث معماری بسیار گرانقدر و ارزشمند است ولی معماری معاصر را ما از غرب آموخته ایم و یا دریافت کرده ایم. خود این موضوع برخورد با کهنه اندیشی و تفکر دگماتیک را می طلبیده است که نیروها و نهاد های اداری مملکتی نقش اساسی دارند و همینطور سازماندهی و یا ساخت طبقاتی جامعه است که با حضور دانشگاه ها و خلق طبقه متوسط فرهنگی جدید است که تحقق می پذیرد. برای درهم شکستن ابزار کهن ما به قدرت محتاجیم که یا بر مبنی تمرکز است اما مبتنی بر نواندیشی و ترقی خواهی و یا براساس دموکراسی است. و همۀ این ها با انجام یک ضربۀ مکانیکی و تهاجم نظامی میسر بود در یک جامعه ای که در برابر تحجر و سنت زدگی بی دفاع بود و اما این به این بستگی دارد که نیروهای ملی چطور عمل کنند و چقدر هوشمندانه و استادانه عمل کنند. و این تحصیل کرده ها و اروپا رفته های ایران بودند که نقش پیشتاز را ایفا کنند.

 

 

 

 

 

«در جستجوی هویت در آثار نیکلای مارکف گرجی، نخستین معمار خارجی دوره پهلوی» مطلبی از یزدان شناس است که به حدود سی سال فعالیت حرفه ای مارکف در تهران، به استفاده او از مصالح محلی و شیوه های سنتی ساخت و ساز در ایران، تأکید بر تعدد بناهای عمومی او به نسبت بناهای مسکونی شخصی، به طراحی ساختمانهای تماماً آجری با ورودی های تورفته ایرانی، به گونه یادمانی، با طرح طاق و قوس و مقرنس نظیر ورودی مساجد اسلامی، پنجره هایی با قوس های نوک تیز و شبکه های متعدد چوبی برگرفته از بناهای اواخر دورۀ عثمانی، سرستونهای کریستالیزه (مقرنس مانند) ملهم از عناصر معماری کم و بیش همزمان ترکیه و سرعت سفارش های حاکمیت که فرصت پرداختن به ایده های نو را از او می گیرد، می پردازد. 

 

«ایستگاه آخر: تهران» مطلبی است که به کارهای ولادیسلاو هورودتسکی معمار لهستانی الاصل می پردازد. نسیم قیاسی در این مطلب علاوه بر کارهای او در اوکراین و لهستان به ایستگاه راه آهن تهران با سبک نئوکلاسیک با چاشنی اقتدارگرایی بناهای رضاشاهی و سادگی مدرنیستی می پردازد. بنایی متقارن و متشکل از دو بال که به بدنه اصلی در مرکز متصل اند. با به کارگیری مصالحی چون سنگ در نما و پنجره های متعدد با سطوح وسیع که موجب رواج این نماسازی در سایر بناهای این دوره شد.

 

«ماکس اتو شونمان: طراح آلمانی کارخانه های صنعتی اصفهان» مطلب دیگری از لیلا پهلوانزاده است که به سرعت زیاد تحولات این دوران و عدم توان معماران سنتی در همگاهی با این تحولات، فقدان پیشینۀ ایرانی معماری صنعتی و حضور تفکر معماران غیربومی و اکثراً آلمانی تبار و سبک های متفاوت این معماری از سنتی، مدرن ـ سنتی اروپایی، تلفیقی ایده های مدرن ـ سنتی مکتب اصفهان، صنعتی آغازین، راسیونالیستی می پردازد. البته با وجود بهره گیری از الگوها، فنون، مصالح جدید و همچنین اروپاییانی همچون شونمان در اصفهان، پوشش محلی بناها به معماران و استادکاران سنتی محول می شد. در این زمان آجر به عنوان عنصر اصلی ساخت که برای پوشش تیرهای آهنی حمال اختصاص یافت.

 

حالت و ساختار پلکانی نماهای کارخانجات اصفهان نیز از کارخانه تونی گارنیه Tony Garnier در شهر لیون فرانسه الگو گرفته شد. ترکیب شیوه های معماری صنعتی با شیوه ها، جزئیات و مصالح معماری سنتی اصفهان و ایران در تاریخ معماری ایران مثال زدنی است

 

 

«ثمرۀ دلبستگی ماکسیم سیرو به کاروانسراهای ایران: تبدیل کاروانسرا به میهمانسرا» برگرفته از مقاله شهریار عدل است که به فعالیت های ماکسیم سیرو در قالب عضو گروه باستان شناسی لوور زیر نظر رُمن گیرشمن در 1933، تدریس ساختمان در 1939- 1936 در دانشکده فنی تهران همزمان فعالیت در دانشکده هنرهای زیبای تهران از 1945 ـ 1940 مشارکت در ساخت دانشگاه تهران، موزه ایران باستان، تألیف کتاب کاروانسراهای ایران در 1949، ساخت دبیرستان ایرانشهر یزد با همکاری آندره گدار تا تغییر یک کاروانسرای قدیمی به هتل در اصفهان 1958 ، تألیف کتاب راه های قدیمی و بناهای جاده ای منطقه اصفهان، رساله ای درباره مسجد جامع کبیر یزد، پرداخته است

 

 

 

 

در «میراث آندره گدار، باستان شناس و معمار» نوشته مینا معرفت و اِو گران ـ ایمریش به فعالیت های گدار از 1928 به عنوان مدیر مرکز باستان شناسی، طراحی موزه ایران باستان و مدیریت آن که بنایی مدرن با نمای سنتی الهام گرفته از معماری دوره ساسانی است، مقبره حافظ با همکاری ماکسیم سیرو، و مسئولیت عملیات مرمت مسجد جامع اصفهان، مسجد شاه و مسجد شیخ لطف الله اصفهان، طراحی پردیس دانشگاه تهران با همکاری ماکسیم سیرو، محسن فروغی و رُلان دوبرول، مؤسس و رئیس دانشکده هنرهای زیبا بر اساس نظام کارگاهی مدرسه هنرهای زیبای فرانسه و نوشتن کتاب هنر ایران دربارۀ شکل گیری و تکامل معماری ایرانی ... می پردازد.

 

در مقاله «گابریل گِورکیان، مدرنیستی با باور جهان وطنی»، یزدان شناس یادآور می شود که گورکیان در اوج شکل گیری معماری مدرن در اروپا در 1933 / 1312 اقامت در ایران را انتخاب می کند. او اولین معمار مدرنیست است که در زمان رضاشاه در تهران ساخت و ساز را آغاز و پس از مدتی کوتاه، یک باره این کشور را ترک می کند و این که ... طرح های او در پی نبود مباحثات ایدئولوژیک و تحول در فرهنگ معماری، شخصیت به ظاهر مدرن خود را کم و بیش از دست می دهند و اغلب به بستر و زمینۀ کار وابسته می شوند. او در ایران از نبود تکنیک و مصالح غربی، نقصان مهارت های مختلف و به ویژه قیمت بالای واردات و حمل و نقل آهن، شیشه، سیمان، تجهیزات مکانیکی، خدماتی، بهداشتی و الکتریکی رنج می برد. او به درخواست وزارت دارایی، به سرپرستی انجمن ساختمان ایران نیز منصوب می شود و در این سمت مسئول تهیۀ نقشه های وزارت صنایع و معادن، دادگستری و وزارت امور خارجه می شود. باید اعتراف کرد نقش او در تشکیل ساختار کلی جدید شهر تهران اساسی بوده است.

 

 

«رلان دوبرول معمار فرانسوی» مطلب دیگری است برگرفته از مقاله حمیرا اتحادیه که به کارهای او در ایران می پردازد.

 

 

 

 

«سیفی آرکان، ریتم گمشده: سفارت ترکیه در تهران» باز هم از یزدان شناس، درباره معمار آتاتورک است که دو ساختمان در 1938 ـ1937 برای سفارت جمهوری ترکیه در تهران طراحی کرده است. در مجله Arkitekt در سال 1939 طرح بنای سفارتخانه به علاوه طرح عمارت ییلاقی ترکیه در شمیران معرفی شده اند. گرچه معماری بنای سفارت به زبان نئوکلاسیک نزدیک است، اما قاطعانه ضد سنتی و مدرن تلقی می شود. او دربارۀ عمارت شیشه ای، ویلایی برای مقبوله آتادان خواهر آتاتورک ساخته شده در 1936 به این نکته اشاره می کند که این خانه مدرن را عاری از ویژگی های معماری سنتی خانه های عثمانی و بی اعتنا به فضاهای اندرونی مرسوم، برای یک زن متمدن امروزی طراحی کرده است. آنچه دربارۀ ساختمان سفارتخانه مورد نظر منتقدان است اینکه نشانی از هویت معماری ترکیه با خود ندارد. اما برخی نیز اشاره می کنند او احتیاجات شرایط مدرن ترکیه را از نظر فنی و فُرمال به خوبی برآورده می کند، همان چیزی که در مورد اثرش در تهران نیز احساس می شود.

 

 

 

 

«الکساندر بلین روسی: معمار خانه ای با نقش ماندگار شهری» به نقل از منوچهر انصاری و «ویلای نمازی در تهران، اثر معمار ایتالیایی جو پونتی»، نوشته فریار جواهریان مطلب بعدی مجله است. جواهریان کار جو پونتی را در سال 1960 به همراه ساختمانی در بغداد، تنها آثار جو پونتی در خاورمیانه می داند. ویلایی که توسط زبده ترین صنعتگران ایرانی وقت ساخته شده است، چرا که شکوه گذشته اش پس از  بیش از 50 سال هم در سازۀ آن، هم در جزییات، کاملاً مشهود است. در دهۀ 60 در ایران بیش تر معماران تحت تأثیر سبک بین المللی بودند و تقلید از معماران خارجی مانند نوترا، در ویلاهای مسکونی در تهران باب بود ولی ویلای نمازی یک استثنا است و دو دهه پیشروتر از زمان خود به نظر می رسد.

 

 

 

پس از آن مقالۀ «یرن اوتزن در تهران: بانک ملی شعبۀ دانشگاه تهران»  نوشته فریار جواهریان و «بنیاد فرانک لوید رایت و معمار ایرانی» نوشته مینا معرفت دربارۀ طرح اجرانشده رایت برای خانه عامری در تهران، طرح کاخ مروارید شمس پهلوی در مهرشهر کرج و طرح جامع کالج دماوند را می خوانیم.

 

 

 

یزدان شناس، «دکوراتور و طراح داخلی فرانسوی ژان روایر» را با کارهایی از قبیل طراحی داخلی و طراحی مبلمان مجلس سنا، بانک کشاورزی، وزارت امور خارجه، کاخ هایی در سعدآباد (شاه، شهناز، شمس و اشرف) را در مطلب بعدی معرفی می کند.

 

 

 

رعنا تاج بخش به معرفی «مجسمه ساز معمار یا معمار مجسمه ساز، زندگی و آثار آندره بلوک» می پردازد.

 

 

 

لیدا پارسا در «فیلیپ جانسن فیلسوف آمریکایی و معمار مجتمع امین حاشیه زاینده رود» به این نکته اشاره می کند که طراح در عین ایجاد یک ساختمان مدرن که جوابگوی مقتضیات زمان خود است به ارزش های تاریخی احترام گذاشته و اثری خلق کرده است که در هماهنگی کامل با محیط پیرامون خود است. این بنا مطلوب ترین و هماهنگ ترین بنایی است که در حاشیه زاینده رود احداث شده اما هیچ تلاشی برای ثبت آن در فهرست آثار ملی نشده است.

 

 

 

«طرح جامع عباس آباد در دورۀ پهلوی: گروئن ـ فرمانفرماییان، کان، تانگه و لولین ـ دیویس» مطلب هانی ابطحی دربارۀ پروژه عظیم تپه های عباس آباد تهران است.

 

مریم میرزایی و علی حائری مطلبی دربارۀ «هانس هولاین هنرمند اتریشی: طراح موزه آبگینه تهران» ارائه کرده اند. معماری که معتقد بود شکل زندگی انسان مدرن، محیط زندگی و ارتباطات را تغییر خواهد داد و معماری ناگزیر با این تغییرات رو به روست.  هولاین با شناخت صحیح روح زمانه سعی در گسترش دامنه تعریف معماری با توجه به گسترش رسانه ها و تغییرات محیط داشته است. به گفته هولاین، کانسپت اصلی طراحی این موزه ایجاد ارتباط هارمونیک بین قدیم (که باید حفاظت می شد) و جدید بود؛ به گونه ای که طرح جدید، هویت و خصوصیت خود را حفظ کند و در عین حال حضور سنت را دربر داشته باشد، سنتی که هم از اشیای داخل موزه و هم از زمینه قاجاری بنا نشأت می گیرد.

 

 

 

«چگونگی ورود برخی دیگر از معماران و طراحان خارجی به ایران» به برگزاری دو کنگره در سال 1349 با موضوع «تعامل نشست و تکنولوژی» در چهلستون اصفهان و در سال 1353 با موضوع «نقش معماری و شهرسازی در کشورهای در حال صنعتی شدن» در تخت جمشید شیراز به دعوت شورای عالی شهرسازی وزارت مسکن و شهرسازی می پردازد. آشنایی معماران خارجی با ایران موجب ایجاد زمینه علاقمندی آنها به ساخت و ساز در پایتخت و بعضی از شهرهای مهم ایران شد.

 

 

 

پایان


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.