تبلیغات
Davoud Shahidi - ارتباط آموزش معماری و بدنه ساختمان مدرسه معماری در یادداشتهای استاد داوود شهیدی

ارتباط آموزش معماری و بدنه ساختمان مدرسه معماری در یادداشتهای استاد داوود شهیدی

  1. آیا بین آموزش معماری و سیستم فرم و کاربری ساختمان یک دانشکده معماری ارتباط وجود دارد؟

 

بگذار گفت و شنود را با عبارت بسیار عارفانه یک معمار آغاز کنم.

لوئی کان می گوید: آن چه به آموزش شکوه می دهد نه ساختمان های به اصطلاح شیک و مجلل ای است که برای این منطور در نظر گرفته می شوند بلکه انسانیتی است که برای مثال در کار معملمی است که چند دانشجو را در سایه یک درخت، گرد هم می آورد و با عشق به ایشان معملمی می کند و می آموزد.

این است که می گویم که اگر ساختمان یک مدرسه معماری قادر باشد که آن انسانیت نهفته در کلام این معمار بزرگ را در خود منعکس کند، آنگاه می تواند عنوان یک معماری خوب برای یک دانشکده معماری را بر خود نهد و نمایندگی کند.

این انسانیت نهفته در آموزش معماری را اینگونه خلاصه می کنم که باید بتواند یک کامیونی تی یا یک جمع خانوادگی را در خود خلق کند و شخص احساس کند که معماری ساختمان او را به دیگران نزدیک و هم قبیله می کند و یک همسایگی را در خود خلق می کند. در این مورد می توانم طرح دانشکده معماری دانشگاه هاروارد را مثال بزنم که تمام دانشجویان زیر یک سقف مشترک کار می کنند. اگر چند که دانشچویان از باز بودن و کمبود فضای حاوی استقلال فردی گله داشتند که اینجا من یک مورد  مهم را یادآوری می کنم و آن حق انتقاد از معماری ساختمان مدرسه است که در دموکراسی آمریکا وجود دارد و اشاره می کنم به ارتباط مستقیم محیط اجتماعی و معماری. یعنی آنچه یک فضای کامیونیته را کامل می کند آزادی بیان برای انتقاد و اظهار نظر است، باری ...

این عکس العمل های انتقادی بعضی اوقات البته بسیار افراطی می شود و به تلاش برای آسیب زدن و یا تخریب ساختمان می انجامد که برای مثال در مدرسه معماری دانشگاه یل در آمریکا که توسط معمار مشهور که از هواداران لکوربوزیه است، طراحی شده است، رخ داد.

اسم این معمار مشهور الان یادم نیست ولی احتمالا دلیل آن تآکید یکسویه و تعصب آمیز معمار طراح ساختمان در اعمال نظریه های شخصی اش در معماری مدرن و تحمیل آن به دانشجویان معماری بود که به ایشان حالت خشم و واندالیزم دست بدهد.

به هر حال نباید در الگوسازی و شکل دادن به معماری یک مدرسه معماری خیلی زیاد تک ساحتی و یکسو نگر بود. و این است که من موضوع مهم انعطاف پذیری فضائی را در معماری یاد آور می شوم که می تواند بین این دو حالت یک پل بزند یعنی از یکسو به دانشجویان معماری ساکن ساختمان امکان بازنگری در فرم های معماری را بدهد و از سوی دیگر شخصیت معماری طراح ساختمان هم محفوظ بماند. این است که به گمان من یک دانشکده معماری مجموعه ای از آتلیه ها است که توسط دانشجویان معماری مدیریت می شوند. و این مرا به یاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران زمان مهندس سیحون و یا دکتر میرفندرسکی می اندازد که من خود در آن تحصیل معماری کرده ام و محیط بسیار دوستانه ای که در فضای گرم آتلیه هایش بین دانشجویان دختر و پسر و همینطور اساتید و کارکنان وجود داشت و فضای باز و چمن دانشکده و یا سایه زیر کلناد ها هم کمک می کرد که یک زندگی جمعی بسیار خلاق در آن مجموعه شکل بگیرد.

همانطور که می بینی باید از کلیه تجربیات دانشکده های مشهور معماری جهان برای ایجاد یک محیط سرزنده و خلاق استفاده نقاد و کارشناسانه کرد. دانشکده هائی چون بوزار پاریس و یا دانشکده باوهاوس و یا دانشکده های دیگر معاصر جهان.

و اما راجع به شرایط فعلی ایران عزیزمان باید بگویم که متآسفانه هنوز تفاوت دو کلمه "معماری" و "ساختمان" درست درک نشده است. اگرچند معماری در ساختمان تحقق می یابد ولی باید دانست که تعداد بسیار کمی از ساختمان ها می توانند شایسته اطلاق کلمه معماری و معمارانه، قرار گیرند و همانطور که هر کمیتی دارای کیفیت نیست هر ساختمانی هم معمارانه نیست و خب طبیعی که ساختمانی که در آن معمار تربیت می شود باید که شایسته کلمه معماری را داشته باشد و حاوی حداقل ارزشهای کیفیت فضائی که شایسته یک طرح معماری است را دارا باشد. در همین راستا به یک موضوع دیگر اشاره می کنم و آن تعداد بیشمار دانشکده معماری و هنر است که در ایران ساخته شده اند. باور کردنی نیست که در کل شرق و غرب  قاره اروپا حدود دویست و بیست سی تا دانشکده معماری وجود دارد در حالیکه می دانید که کل تاریخ معماری معاصر و میانه و کلاسیک و گوتیک و باروک و آرت نوو و ... و تمام گرایش ها و استایل هایش در اروپا ست که شکل گرفته اند. و یا مثال دیگر در کل ایالت ماساچوست تنها چهار دانشکده معماری کار می کنند که دوتایشان یعنی هاروارد و ام آی تی دارای شهرت جهانی اند و همینطور دانشجویان بسیار از سرزمین های دیگر و یا اگر زمینه های کاری فارغ التحصیل های مهندس معمار را در نظر بگیریم در کل ایالت تگزاس که هم نفت دارد و هم مهاجر پذیر است و از کل کشور ما هم بزرگتر است تنها یکی دوتا دانشکده معماری وجود دارد.

می بینیم که متآسفانه برخورد آموزشی با معماری و هنر در کشور ما بسیار بوروکراتیک و مکانیکی است و شنیده ام که حتی جزوه ها و برنامه های دروس هم شبیه به هم است و اگر اینطور است طبیعی است که برخورد با معماری دانشکده معماری هم بسیار خشک و نسنجیده صورت می گیرد و هر ساختمانی را که اطاق دارد تبدیل به دانشکده می کنند در حالیکه برای این منظور طراحی نشده اند.

ولی من شخصآ در تجربیات خود به عنوان استاد معماری ناامید و بی عمل نبوده ام و سعی کردم که علاقه مندانه و به شکل خلاق عمل کنم و مثبت اندیش باشم.

برای مثال در دانشگاه آزاد رودهن من خیل زیاد به دانشجویانم تکلیف کردم که روی محوطه دانشگاه تمرکز کنند و با طراحی و خلق سازه های سبک چوبی و به شکل های مختلف محیط را بازسازی کنند که روی کاغذ باقی ماند اگر چه مورد استقبال دانشجویان بود و همینطور از آن ها خواستم که عملکرد هائی را به شکل موارد پلی فونکسیونل در چند انبار خالی و مطرود کنار دانشکده معماری، آن ها را جوان سازی و یا ری جینوویت کنند و بازسازی و بازطراحی کنند و تآثیراتش را روی نمای دانشکده و همینطور بکار گیری رنگ در محوطه جلوی دانشکده و ... و ... و ...

ما معمار هستیم و کار ما خلق انسانیت است و باید که از خانه جمعی خود که در آن معماری آموختیم آغاز کنیم حتی اگر تمام این کوشش ها روی کاغذ باشد ...




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.